
اقدام به تحرير تاريخچهي واقعي گراش شهري كه تا حدودي هيچگونه تحقيقات تاريخي و دقيقي روي آن صورت نگرفته است، كار مشكلي است. با وجود اينكه چند اثر و مكان باقيمانده از گذشتگان، در گراش شناسايي شده است كه بنابر اقوال محققيني چون دكتر احمد اقتداري، قدمت برخي از آنها به دوران ساساني ميرسد، ولي تاكنون مورد تحقيقات علمي قرار نگرفتهاند تا بتوان بر مبناي آن تاريخچه دقيقي را فراهم آورد. بنابراين به تاريخچه گراش و همچنين وضعيت جغرافيايي و سير تحولات آن در قرون گذشته به نقل از منابع مكتوب اين مرز و بوم اكتفا كرده. به ذكر نمونههاي موجود به شرح ذيل پرداخته ميشود.
كتاب تاريخ وصاف، تاليف عبدالله بن فضل اوصاف كه در حدود سالهاي 712-697 (ه.ق) نوشته شده است.
امير ابودلف، مردي بزرگوار بود و خود از نژاد ساسانيان ميدانست و حكومت او بر تمام گرمسيرات و ايراهستان و سواحل از صحراي كندران تا لارو (جريس) و جويم و فال و كران و رم و سيراف نافذ بود.
كتاب فرودس المرشديه في الانوار القدسيه، تاليف محمود بن عثمان در حدود سالهاي 728 (ه.ق) نوشته شده است. اين كتاب به ذكر احوال عرفا و بزرگان از جمله شيخ دانيال گراشي خنجي ميپردازد.
ديگراز مريدان شيخ مرشد قدس الله، شيخ دانيال هنگي بود رحمه الله عليه و احوال او چنان بود كه از طفوليت، باز شيخ مرشد قدس الله روحه العزيز را به او نظري بود. و او را قبول كردي و ازديه «گريش» بود نزديك هنگ.
كتاب مرات البلدان، نوشته اعتماد السطنه، محمد حسن بن حاجب الدوله علي مقدم مراغهاي در سال 1292 به رشته تحرير درآمده است. «جراش» قريهاي از قراي بلوك لارستان فارس به اين معني كه تل، مخروطي بسيار مرتفعي است كه اطراف اين تل خانه ساختهاند خانه كدخداي «جراش» كه غالبا مرد محترم و با ادعايست، در قله تل قرار دارد و اطراف تل بركه و آب انبار بسيار ساخته شده و قريب پانصد خانوار در آنجا سكونت دارند و بالنسبه معظم است.
كتاب فارسنامه ناصري، تاليف حسن حسيني بن مرحوم ميرزا حسن شيراز، مشهور به فسايي در سال 1313 به دست چاپ سپرده شده است. گراش، در سه فرسخي مغربي شهر لار است كه و قلعه گراش كوه كوچكي است به قريه گراش، ناحيه مضافات شهر لار پيوسته آبش از آب انبار باراني است به ده تفنگچي پنج هزار نفر دشمن را دفع كنند.
كتاب بستان السياحه، تاليف حاج زين العابدين شيرواني، متخلص به تمكين در سال 1315 به چاپ رسيده است «گراش بر وزن فراش، قلعهاي است، خداآفرين در يك منزلي خطه لار واقع و آن يك قطعه كوه به شكل مخطروطي و اطرافش واسع است و آن مانند تل بزرگي است از تحت الي فوق عمارت سات و قريب هفتصد خانه در اوست و چند مزرعه مضافات اوست.
كتاب سفرنامه سديد السلطنه التدقيق في سير الطريف تاليف محمد علي خان سديد السلطنه، مينابي بندرعباسي كه تحرير آن، از سال 1314 هجري قمري در زمان مظفرالدين شاه قاجار آغاز گرديده است.
«گراش» تعريب آن «جراش» از قصبات لار، محسوب، تقريبا پنجاه و هفت فرسنگ جنوب شرق شيراز و سه فرسنگ و نصف مغرب لار واقع است. طول آن بيست و شش ميل و عرض آن چهار تا هشت ميل است نفوس آن سه هزار و پنج هزار هم گفتهاند و مشروب آن از آب بركه است و بركه زياد دارند كه چند سال اهالي را آب دهد و محصول آنها شتوي و ديمي و نخلستان و مال و اغنام آنها گاو و گوسفند است. خرماي آنجا بهتر خرماهاي لار است. ظروف سفالين هم سازند. مذهبشان شيعه و سني است.
كتاب فرهنگ جغرافيايي ايران جلد 7، تاليف سرتيپ، حسينعلي رزم آرا به همكاري چند نفر از افسران ارتش چاپ 1330 هجري خورشيدي «گراش قصبهاي است از دهستان حومه بخش مركزي لار واقع در 22 هزار گزي باختر لار و كنار راه فرعي لار به خنج از نقاط گرمسيري و مالاريايي است.
سير تطور يافتن نام گراش در كتب فوق به خوبي مشهود ميباشد بطوريكه «گريش» ذكر شده در فردوس المرشديه همان «جريس» مذكور در تاريخ و صاف است كه بعدها در مات البلدان به نام «جراش» كه معرب گراش كنوني است آورده شده است.
به درستي معلوم نيست كه نام اين شهر را بر چه اساسي گراش نهادهاند. زيرا اقوال مختلفي در اين باره وجود دارد كه در پايين به بعضي از آنها اشاره ميكنيم:
1-گراش (GARASH) بر وزن و به معني خراش است كه از خراشيدن است و به معني پريشان و پراكنده نيز است كه گروهي اعتقاد بر اين دارند كه اين آبادي در زمانهاي گذشته صرفا در محل گراش امروزي نبوده بلكه تشكيل يافته تشكيل يافته از چند آبادي پراكده بوده كه امروزه آثاري هر چند اندك كه از آنها به جاي مانده قابل مشاهده است.
اين آثار عبارتند از:
الف)تپهاي به نام گال (GAL)
ب)تنگهاي به نام خاگ زيت (KHAG-E-ZITE)
ج)وجود آثار قبر و ساختههايي از سنگ و ملات گچ در پايين دامنه كوه سياه در دشت بالا، واقع در جنوب غربي شهر.
2-گراش، بر گرفته از لفظ گرشه (GERESHA) است كه در زبان محلي، به نوعي از سنگهاي رسوبي آهكي (مارن) گفته ميشود و اين نوع رسوبات كه به رنگهاي سبز و قرمز هستند، كمابيش در ارتفاعات اطراف گراش و همچنين در مركز شهر گراش كوه كلات (KALAT) به چشم ميخورد.
3-عدهاي نيز اعتقاد دارند كه نام قديم اين آبادي، (گبراش) بوده و گبر به معني غيرمسلمان (آتش پرست، بت پرست و زردشتي) است و معقتدند كه چون اين سرزمين موطن عدهاي گبري مسلك بوده است، در نتيجه گبراش به معني سرزميني است كه گبر نشين بوده و احتمال زياد عدهاي بعد از استيلاي اسلام بر اين مناطق به كشورهاي حوزه خليج فارس و بعضي از آنها به هندوستان مهاجرت نمودهاند
موقعيت جغرافيايي

وسعت و حدود شهر گراش
شهر گراش در 27 درجه و 40 دقيقهي (40 و 27) عرض شمالي و 54 درجه و 8 دقيقهي (8 و 54) طول شرقي نصف النهار گرينويچ قرار دارد. گراش در واقع يك نقطهي شهري از بخش گراش شهرستان لارستان در استان فارس است كه در ناحيه گرم و خشك بياباني ايران، قرار دارد. ارتفاع اين شهر از سطح درياي آزاد، 920 متر بوده كه بر اساس نقشهي توپوگرافي با مقياس 50000/1 مساحت دشت گراش، بالغ بر 9772 هكتار است. كه از اين مقدار، 326 هكتار آن، مساحت شهر و بقيه آن شامل: نخلستان، اراضي ديم، مرتع و باير است. شهر گراش، در قسمت جنوب استان فارس و با فاصله حدود 360 كليومتري از مركز استان (شيراز) و همچنين در غرب مركز شهرسان با فاصلهي 18 كيلومتر واقع شده است اين شهر در ميان ناهمواريهايي كه در ادامهي رشته كوههاي زاگرس است، قرار دارد. سمت شمالي آن، كوه چاقو (كاو چئخ KAW-E-GHAKHE) شمال شرق آن، كوه سه گري (SEGORI) در شمال غرب تنگ زيتون (تگ زيت TAG-E-ZITE) و در سمت جنوبي كوه سياه (تگ بدمي TAG-E-BADOMI)جنوب غربي، كوه سياه (بن بش BON-E-BASH)و در سمت شرقي آن بالا سرخ (BALA SORKH) قرار گرفته است كه از نظر زمين شناسي بين تشكيلات آسماري –جهرم و تشكيلات مارني گجساران – ميشان قرا ردارد كه اولي متشكيل از آهكهاي متخلخل، داراي منابع آبي به نسبت شيرين بوده كه به همين دليل شهر گراش از نعمت آب سالم و بهداشتي برخوردار است.
ميانگين بارندگي، ساليانه حدود صد ميليمتر و تغييرات دمايي بين 2 تا 45 درجهي سانتيگراد داشته است كه سيلابهاي فصلي و سيستم پخش و توزيع فني و عجيب آن توانسته نخلستانهاي بزرگ و آبادي را ايجاد و آبياري نمايد.
قلعه گراش (همايون دژ)

اين قلعه كه در حال حاضر، فقط مخروبههاي آن باقي است، بر روي تل بزرگي به ارتفاع 1070 متري، از سطح دريا، بنام «كلات KALAT» قرار دارد كه شهر گرداگرد آن، توسعه يافته است.
اين قلعه نظامي، يكي از قلاع مهم منطقه بوده كه ساخت آن، مربوط به دورههاي مختلف تاريخي بوده است و در زمان حكمراني فتحعليان گراشي، بيگلربيگي لارستان و بنادر (متوفي 1312 ه.ق) و در اواخر قرن سيزدهم هجري نيز مورد استفاده قرار گرفته است و در سال 1309 هجري شمسي (1350 ه.ق) در درگيري خان گراش با قشون دولتي تخريب شده است.
مصالح بكار رفته در اين قلعه شامل: سنگ، ملاط گچ،ملاط ساروج و كاشي است. قسمت پايين اين قلعه كه فضاي وسيعي را شامل ميشود، با حصاري كوتاه، جهت سنگرگيري و دفع مهاجمان، محصور بوده است و در اين قسمت نيز مخروبههاي تعدادي آب انبار به چشم ميخورد. توصيف اين قلعه در كتب و سفرنامههاي سياحتگران نيز آمده است كه نمونههايي از آن در قسمت تاريخچهي گراش ذكر شد.
علاالدوله در تاريخ لارستان مينويسد: اين قلعه، داراي سه قلعه فوق هم بوده كه قلعهي اول محل سكونت مردم قريهي گراش بوده و قلعهي دوم، محل تفنگچيان و مستحفظين قلعه و قلعهي سوم آن محل سكونت حاكم گراش و خانوادهاش بوده است اين قلعه داراي (هشتاد) آب انبار، مسجد، حمام، عمار عاليه، مامن و پناهگاه مردم لارستان بوده كه در زمان رضاشاه، آن قلعه خراب گرديده است.
قلعه شامل،چند باب خانه، مسجد، حمام، در قسمت غربي نارنج قلعه با كاشيهاي لاجوردي لوزي شكل به ابعاد 2*9 و 1*9 سانتيمتر، زندان و چندين آب انبار ساروجي است. در سمت شمالي قلعه، خانهاي بزرگ كه به حاكم وقت تعلق داشته و به نارنج قلعه موسوم بوده با دو برج ديده باني در قسمت شمالي واطاقهاي آيينه كاري در قسمت شرقي بنا وجود داشته در سمت جنوبي قلعه، بالاي در ورودي، برجي بنام «بنام بارگاه» نيز وجود داشته است.
بئر گال(تپه گال)
تپهاي است، سنگي با خاكي قرمز رنگ كه اكنون در سمت جنوب غربي شهر واقع است و اطراف آن را نخلستانها پوشش ميدهند. آثار و بناهاي برجاي مانده از گذشته، در اطراف اين تپه، نشان دهنده وجود آبادي و سكونت مردماني است كه به احتمال قوي، ساكنان اوليه گراش بودهاند. امتداد آثار و بناهاي بر جاي مانده از دو سوي اين تپه در جهت جنوب غربي تا ابتداي دشت بالا و در جهت جنوب شرقي تا محله فخي (FAKH) ادامه دارد و دست ساختههاي سنگي و سفالي با قدمت بيش از چهارصد سال كه در اين نواحي پيدا شده است. خود گوياي وجود زندگي متفاوت با زندگي مردم گراش در قرنهاي اخير است و بنابر اقوال، ساكنان اين آباديها، از پيروان آيين زردشتي يا به اصطلاح امروزي مردم گراش – گاور (گبرها) بودهاند كه با گذشت زمان به هندوستان و كشورهاي حوزه خليج فارس مهاجرت كردهاند.
سد تنگ آب (تگ آو)
اين سد كه در تنگهاي به همين نام، در جهت جنوب غربي شهر گراش واقع در كوه سياه در زير قلهاي بنام «بن مرك BON-E-MOROK» قرار دارد و مربوط به دوره ساساني است كه در دوره صفويه بازسازي شده و سه پشتبند جهت جلوگيري از تخريب آن ساخته شده است. مصالحه بكار رفته در سد و پشتبند آن از سنگ و ساروج بوده و جوي آبي از همان جنس، جهت آبياري مزارع، از كنار سد دشتي موسوم به دشت بالا (دشت برا DASHT-E-BARA) كشيده شده است كه در مسير اين جوي تا دهانهي تنگه دو استخر ساروجي نيز احداث گرديده است. هم اكنون، پشت يان سد به طور كامل با رسوب پرگرديده و در روي آن درختهاي كنار بزرگي مشاهده ميشود. اين بنا، در شمار آثار ملي است كه از تابستان (1380)به ثبت رسيده است.
بركه اسدالله
اين آب انبار،در سال (1286 ه.ق) به همت حاج اسد الله فرزند دهباشي كربلايي، عليرضا گراشي ساخته شده است و پس از بركه كل (BERKA –E-KAL) (گنج البحر) بزرگترين آب انبار گراش است اين آب انبار داراي شش دهنه و دو مجراي ورودي و يك مجراي خروجي آب است كه ساخت مخزن و طاق مجراهاي ورودي و خروجي از سنگ و ملاط ساروج استفاده شده و در ديوار بدنه (شاوره)، طاق دهنهها و سردرها سنگ و ملاط گچ بكاررفته است كه در بعضي از سردرها با گچ تزيينات مقرنس كار شده است. طاق دهنهها و سدرها، به شكل تيزهدار است و طاق مجراهاي ورودي و خروجي آب كه سطح آن پايينتر از ساير دهنهها و اندازه آنها نيز كوچكتر است به شكل هلالي ساخته شده است كه دو مجراي ورودي در سمت شمالي و دو مجراي خروجي در سمت جنوبي تعبيه گرديده است.
سقف آب انبار به شكل گنبد عظيمي است كه بر روي آن با مصالح سنگ ملاط گچ و اندود ساروج گرفته شدهاست و سنگ پلههاي پاكنه (PAKONA) آ« در بدنه شرقي تا انتهاي مخزن ادامه دارد. در بالاي طاق يكي از سردرها سنگ لوحي نصب گرديده و ابياتي كه شخص باني سروده بر روي آن حك شده است:
اين بنا از تابستان (1380) از سوي ميراث فرهنگي،در شمار آثار ملي به ثبت رسيده است.
بركه كده بان
اين آب انبار به لحاظ شكل مخزن و سقف آن ، متفاوت با آب انبارهاي ديگر منطقه است. آب انبارهايي از اين نوع كه در گراش،انگشت شمار است به بركه گبري موسوم بوده و بنابر اقوال، داراي قدمتي بيش از آب انبارهاي دايرهاي شكل است. اين آب انبار در منطقهاي بنام «چلارسي CHARLESSI» (چهاررديفي) در محله برق روز، بله لئز (BELA LEZ) واقع است. مخزن آن مستطيلي و گوشههاي آن قوس داراست و سقف آن، از داخل بصورت طاق و از بيرون، بصورت مسطح ساخته شده است. قابل توجه است كه چرا آب انبارهايي از اين نوع، داراي پله نميباشد. دو دهانهي اصلي آن كه مانند اغلب آب انبارهاي طويل در سمت شرقي و غربي قرا ردارد. به اندازهي پهنا و در عرض آب انبارها بوده و دو دهانهي ديگر كه در طول آب ابنار ساخته شده كوچكتر از دهانهاي اصلي است كه در جهت شمالي و جنوبي قرا دارد. اين دهانهها كه مجراي ورود و خروج آب است كمي پايينتر از دهانه اصلي واقع شده است. فاصله دهانهي جنوبي از طاق غربي 14 متر و فاصله دهانهي شمالي از طاق غربي، 6 متر است. مصالح بكار رفته در مخزن شامل: سنگ، ملاط ساروج و در دهنهها و سقف آب انبار از سنگ و گچ ساخته شده است.
چاه زيت (زيتون)
اين چاه،در تنگهاي بنام «خاگ زيت KHAG-E-ZITE» در جهت شمال غربي گراش واقع است كه گفته ميشود در گذشتههاي دور در اين منطقه، باغهاي زيتون وجود داشته است كه نامگذاري اين چاه به «زيت يا زيتون» به همين علت است. اين چاه توسط حج ذكريا و حاج زينل عظيما (متوفي 1327 ه.ق) ترميم شده و مورد استفاده قرار گرفت.
دهانهي چاه كه به شكل مربع و به ضلع يك متر و عمق آن حدود 30 متر است داراي ديوارهي سنگ چين شده با ملاط ساروج بوده كه تا حدود يك سوم عمق چاه امتداد دارد. اين چاه موسوم به چاه گبري است و قدمت آن مشخص نيست.
كنار زيارت

زيارتگاهي است واقع در 13 كيلومتري غرب شهر گراش كه بواسطه وجود درخت كنار (سدر) كهنسالي به قطر حدود سه متر كه در مجاورت آن بقعهاي ساخته شده مورد احترام و تقديس مردم قرار گرفته است. در پيرامون آن، خانهها و اتاقكهايي جهت اسكان زوار و همچنين كساني كه براي تفريح، به اين مكان مراجعه ميكنند ساخته شده است.
اين بقعه كه در سمت شرقي كنار قرار دارد، داراي گنبدي كوچك با كاشيهاي لاجوردي است. بقعه، توسط درب كوچكي در سمت شرقي به حياط بنا راه دارد. اين بنا شامل: حياط و يك اتاق در ضلع جنوبي بقعه است.
مسجد آخوند

مسجد آخوند يكي از قديميترين مساجد بجا مانده در گراش واقع در محلهي ناساگ (NASAG) است كه توسط شيخ عبدالحسين و برادرش شيخ محمد باقر، بنا شده است اين مسجد داراي دو سنگ لوح: يكي مربوط به بناي مسجد كه سال ساخت اين بنا، با توجه به تاريخ ذكر در سنگ نوشته (1045 ه.ق) و ديگري مربوط به تعمير آن است كه در سال (1312 ه.ق) توسط حاج زينل آخوند و پسرش ابراهيم انجام شده است. سالن اين بنا، داراي طاقهاي تيزه داري است كه بر روي چهار ستون حمال در چهار بر آن قرار گرفته است و در چهار ضلع سالن، طاق نماهايي در مقابل هر كدام از طاقها ساخته شده است. شبستان مسجد نيز داراي چهار ستون دارهياي شكل با طاقهاي هلالي در جهت شرقي، غربي و سقفي هلالي شكل است و حياط آن داراي شكلي نامنظم در جهت شرق بنا ساخته شده است، اين بنا شامل: سالن اصلي، حياط و شبستان است.
بقعه شيخ عبدالله
اين مكان كه از بزرگترين بقاع متبركهي گراش محسوب ميشود، در مركز شهر قرار دارد كه بنا بر اقوال «قدمگاه شيخ عبدالله انصاري» است.
اولين گنبد كه براي اين بقعه ساخته شده است، گنبدي به شكل هرم هشت وجهي با كاشيهاي سبز رنگ بوده است كه توسط فتح علي خان گراشي بيگلربيگي لارستان و بنادر (متوفي 1312 ه.ق) احداث شده است و به علت فرسودگي در دهه (1330ه.ق) توسط الله قلي خان مقتدري، گنبدي به شكل هرم جهار وجهي با كاشيهاي آبي رنگ، بر روي اين بقعه، تجديد بنا گرديد. همچنين ضريح چوبي آن به همت قهرمان خانه اقتداري ساخته شد. درسال 1374 (ه.ش) بناي قبلي آن به طور كامل تخريب شد و بقعهي فعلي با گنبدي كاشي كاري شده و نماي آجري به همت حاج محمد ابراهيمي بازسازي شده است.
حسينيه سنگ آوي
اين بنا به همت حاج اسدلله فرزند دهباشي كرباليي عليرضا گراشي در سال (1282ه .ق) بنا شده است. علت نامگذاري اين حسينيه به «سنگ آوي» اين است كه ظرف سنگي بزرگي به شكل (U) در زير طاقي با تزئينات مقرنس ظرف، در كنار درب ورودي ساخته شده قرار دارد كه به منظور نگهداري از اين ظرف، در سقف طاق، سوراخي تعبيه شده است كه از طريق اين سوراخ، آب باران از پشت بام حسينيه به داخل اين ظرف سرازير ميشود و از اين ظرف در مناسبتهاي مذهبي جهت تهيهي شربت براي عموم استفاده ميشده است. در بالاي درب ورودي، سنگ نوشتهاي نصب شده و ابياتي كه توسط خود باني، سروده شده است بر روي آن حك گرديده است.
اين بنا شامل: يك سالن روضه خواني، يك ايوان بزرگ روبروي سالن، يك آشپزخانه چند اطاق انباري حياط و حوض قديمي است. لازم به ذكر است كه اين بنا ، داراي دو بادگير،در دو طرف شرقي و غربي ايوان بوده است، اما در حال حاضر فقط قسمتهاي هدايت كنندهي باد به طرف پايين سالم مانده است. سالن روضه خواني آن، داراي نه در، به فواصل مساوي است كه هفت درب آن رو به حياط و دو درب ديگر، يكي در راهرو شرقي و ديگري در دالان ورودي، باز ميشود. بالاي دربهايي كه رو به حياط باز ميشود، پنجرههاي چوبي گره كاري شده و در فواصل بين پنجرهها طاق نماهايي به اندازه پنجرهها، ساخته شده است در مقابل هر كدام از پنجرهها و طاق نماها و در پايين هر طاق نما، طاقچهاي تعبيه شده است. اين سالن به ارتفاع حدود يك متر از سطح حياط قرار دارد كه پلههايي در جلو درب اول، وسط و آخر ساخته شده است. سقف آن، مانند خانههاي قديمي گراش با تيرهاي چوبي بزرگ و كوچك تيرومئر (TIR-O-MAR) پوشانده شده است و ايوان آن، به ارتفاع حدود يك متر از سطح حياط واقع شده و ورود به اين ايوان از طريق پلههايي كه در راهرو شرقي قرار دارد، ميسر است.
بركه كل (گنج البحر)

اين آب انبار،يكي از عجيبترين، باشكوه ترين و به احتمال زياد، از بزرگترين آب انبارهاي ساخته شده در ايران است. متاسفانه هيچ نشاني از كتبيه يا نوشتهاي بر ساختمان اين بناي عجيب وجود ندارد و اگر در گذشته وجود داشته، اكنون به طور كامل نابوده شده است.
بركه كل در محلهي مصلا واقع شده و به همت حاج اسد الله فرزند دهباشي كربلايي (عليرضا گراشي) و توسط استاد، حسن شيرازي ساخته شده است كه بنابر اقوال، تاريخ ساخت آن بعد از آب انبار كشكول، حدود سال (1290 ه.ق) بوده و سقف گنبدي شكل و عظيم آن، به علت نامشخصي پس از مدتي ريزش كرده است.
مخزن آن، همانند اكثر آب نبارهاي موجود، دايرهاي شكل بوده و مصالح بكار رفته در آن از ساروج است و اين نكته قابل توجه است كه براي آسانتر شدن آب كشي از آن قطر ته آب انبار، به اندازهي حدود يك متر بيشتر از قطر بالاي آن شده است ديوار بدنه (شاوره) كه بر روي كف درگاههاي ورودي داراي قطر 20/1 متر و با افزايش ارتفاع و شروع قوس گنبد به 2 متر ميرسد همچنين طاقاي سردرها و دهنههاي آب انبار كه به شكل تيزهدار هستند با مصالح سنگ و ملاط گچ ساخته شده است و فقط طاقهاي مجراهاي ورودي و خروجي آنكه مانند ديگر طاقها تيزهدار است از سنگ و ملاط ساروج تشكيل شده است و سنگ پلههاي اين آب انبار، در قسمت شمالي بدنه قرار دارد.
اين بنا از تابستان (1380) از سوي ميراث فرهنگي كشور در شمار آثار ملي به ثبت رسيده است.
بركه چار تاخ
آب انباري است كه به لحاظ داشتن چهار طاق در جلوي دهانهي شرقي آن، با ديگر آب انبارهاي گراش، تفاوت دارد. اين آب انبار، در خارج از شهر در نزديكي صحرايي موسوم به باغ موسي واقع است كه به علت از بين رفتن سنگ لوح، باني اين باغ و همچنين سال ساخت آن به طور دقيق مشخص نيست. اين آب انبار (بركه حاج حسن) به همت شخصي بنام حاج حسن (برادر حاج اسد الله باني آب انبارهاي كشكول و كل) ساخته شده است كه اين آب انبار، داراي چهار دهنه شرقي، غربي، شمالي و جنوبي است و همچنين برخوردار از دو مجراي ورودي آب،در كنار دهانهي غربي و شمالي بوده كه سنگ پلههاي آن در كنار دهانه شرقي ساخته شده است.
طاقهاي دهنهها، سردرها و همچنين چهار طاق كه طاقهاي آن، رو به چهار جهت اصلي قرار دارد و طاق غربي آن، كه همان دهانهي اب انبار است، به شكل تيزهدار بوده و مصالح بكار رفته در طاقها و همچنين ديوار بدنهي (شاوره) (SHAVARA) آب انبار، سنگ و ملاط گچ اسطت و مصالح بكار رفته در مخزن و طاقهاي مجراهاي ورودي و خروجي كه به شكل تويزه ساخته شده است، از سنگ و ملاط ساروج تشكيل گرديده است.
هفت بركه
اين هفت آب انبار كه در اندازههاي مختلف و زمانهاي متفاوت ساخته شده است. در فاصله كمي نسبت به هم قرار دارند و در مسير رودخانه فصلي، بنام بزئرد (BEZERD) در محلهي ناساگ، واقع ميباشند، از اين هفت آب انبار،پنج حلقه آن، داراي سقف سقف گنبدي شكل و دو حلقه ديگر بدون سقف است كه بزرگترين و معروفترين آنها به بركه حاج ابوالحسن موسوم گرديده كه مشخصات آن بشرح ذيل است.
بر طبق سنگ نوشتهاي كه در دهنهي شمال شرقي نصب است اين آب انبار به همت حاج ابوالحسن،فرزند حاج حسن (باني بركه چهار تاخ) ساخته شده است خصوصيت منحصر به فرد آن اين است كه در ديوارهي مخزن در سمت دهنه جنوب شرقي تا كف آب انبار و در سمت بقيهي دهنهها تا چهار رديف ادامه دارد. مهزن آن دايرهاي شكل بوده همچنين طاقهاي مجراهاي ورودي و خروجي آن كه در سمت غربي دهانه شماره يك و چهار قرار دارد و كف آن بر خلاف ديگر آب انبارها همسطح دهنهها و طاق آن، بصورت هلالي است طاقهاي سردرها و دهنهها به شكل تيزهدار ساخته شده كه طاقهاي سردر شمارهي دو و پنج تزئيات مقرنس و سردرها از ديواره مرتفعتر بوده و مانند ديوار بدنه (شاوره) از سنگ و ملاط گچ تشكيل شده است.
گنبد آب انبار با سنگ و ملاط گچ ساخته شده و با ساروج اندود شده است.
كاروانسراي برمير

اين كاروانسرا در غرب شهر گراش در مسير جاده كاروان رو گراش- لامرد واقع شده است. با توجه به معماري بنا، ساخت آن، متعلق يه به دوره قاجاريه است. نام اين كاروانسرا به دليل مجاورت با بركه مير به كاروانسراي برمير مشهور شده است. مصالح ساخت كاروانسرا شامل: سنگ و ملاط گچ است. ايوان (سر در ورودي) بنا در سمت شمال واقع شده است. ضلع جنوبي و ضلع شمالي فاقد ساخت و ساز بوده و تنها به وسيله يك ديوار محصور شده است ساخت و ساز كاروانسرا در ضلع شرقي و غربي آن است. ديوارهاي خارجي بنا، داراي پشتيبانهايي است كه از خطر ريزش بنا جلوگيري ميكند. اين پشتيبانها در بدنهي شمالي و جنوبي و غربي دو عددي و در بدنه شرقي سه تايي است.
در بدنه شرقي، فضاي مركزي آن داراي طاق و تويزه است كه يك ورودي آن را به دو اتاق تو در تو با پوشش گنبدي شكل متصل ميسازد. در بخش جنوبي آن نيز يك فضاي مركب از فضاي گنبد دار كه پشت آن فضا با پوشش طاق و تويزه ساخته شده است. اين تغييرات در اين بنا به دليل نوع كاربري فضاها بوده است. قسمت غربي كاروانسرا، پوشش يكساني دارد به نحوي كه فضاي مركزي داراي پوشش گنبدي شكل بوده و در دو طرف آن، در شمال و جنوب دو اتاق گنبددار، ساخته شده است. دو اتاق مجاور اتاق مركزي دو در ورودي جهت دسترسي به حياط كاروانسرا دارند. طاقهاي وروديها به صورت تيزهدار است قطر ديوارههاي بنا 50 سانتي متر و فقط ديوار بيروني ضلع شرقي 80 سانتي متر است.
اين بنا، از تابستان 1380 جز آثار ملي به شمار ميآيد و به ثبت ميراث فرهنگي كشور رسيده است.
مسجد جامع (جمعه)
اين مسجد در محله «پاقلعه»واقع است كه بعلت نداشتن سنگ لوح، تاريخ ساخت و باني آن مشخص نيست. ولي بنابر اقوال اين مسجد كه در زمان حكمراني دهباشي كربلايي، عليرضا گراشي كلانتر و ضابط بيشتر نواحي لارستان (متوفي 1279 هجري قمري در سن 118 سالگي) فرسوده شده بود، به همت وي به طور كامل تخريب و به شكل امروزي آن ساخته شد كه در اين مدت، يكبار توسط حجت الاسلام و المسلمين آقاي سيد حبيب الله سيد افقهي (روحاني محل) و بار ديگر نيز توسط حاج حسين رضا زاده (نوادههاي دهباشي و متولي كنوني مسجد جامع) تعميرات و تغييرات جزيي بر روي آن صورت گرفته است. اين بنا شامل: يك حياط، سالن اصلي، شبستان، حياط خلوت، چند اتاق انباري و حوضخانه است. سالن بنا داراي سيزده ستون و چهار پنجره ي سنگي مشبك، در سمت محراب است و سقف آن با طاقهاي تيزهدار شرقي و غربي در قسمت جلوي سالن و طاقهاي شمالي و جنوبي، در قسمت عقب سالن قرار گرفته است. در سه ضلع بنا نيز طاق نماهايي به همان اندازه ساخته شده و در ضلع غربي آن به تعداد طاقها، درهاي بزرگي كه رو به حياط باز ميشود، در نظر گرفته شده است.
حياط حوضخانه و اتاقهاي انباري در جلوي ساختمان و در سمت غربي بنا واقع شده است و حياط خلوت كه به بيرون از ساختمان نيز راه مييابد، در سمت شمالي آن قرار دارد.
خانه فضل الله خان شكوه زاده

اين خانه كه در محله بازار، در مركز شهر، قرار دارد داراي سبك معماري قاجاري است كه همانند ديگر خانههاي شهر داراي ساخت و ساز در چهار جهت حياط بوده و وجود يك ارسي آيينه كاري شده، در ضلع جنوبي آن، اين بنا را از ديگر خانهها متمايز ساخته است. سرتاسر اين ارسي با آيينههايي به رنگهاي: سفيد،سبز، آبي، نارنجي و قرمز كه به شكل گل و بته، پرنده و اشكال هندسي بوده تزيين شده است.
اين ارسي داراي هشت در چوبي معرق كاري شده با چوب، فلز و صدف است. به شكل گل و بته كه در ضلع شمالي ارسي دو در رو به حياط در دو طرف در اصلي وجود دارد كه در ضلع شرقي و غربي هر كدام از اين درها يك در است كه به كفش كن راه دارد و در ضلع جنوبي داراي چهار در است كه به اتاق پشت آن باز ميشود. در دو طرف درهاي ضلع شرقي و غربي دو طاقچه به اطاق هلالي شكل تعبيه شده و بالاي هر كدام از درها و طاقچهها در چهار ضلع اتاق، طاق نمايي چهار گوش ساخته شده است.
در اصلي بزرگ و چوبي رو به حياط اين ارسي، ساختي گره چيني داشته و داراي پنجرههاي كشويي با شيشههاي رنگارنگ بوده كه رو به بالا باز ميشده است و در حال حاضر جاي خود را به درب آهني بزرگي داده است. سقف ارسي به وسيلهي تيرهاي چوبي و ملاط گچ گرفته شده است.
حسينيه اعظم

اين حسينيه كه در سالهاي اخير ساخته شده است به علت عظمت و شكوه خاصي كه از لحاظ معماري اسلامي در آن به چشم ميخورد مورد توجه مسافران و توريستها قرار گرفته است. اين بنا كه از آغاز ساخت آن تاكنون دوبار بازسازي، تغيير شكل و همچنين گسترش يافته است شامل: دو سالن مردانه و زنانه، حياط، وضوخانه زنانه و مردان، سقاخانه، آشپزخانه، اطاقها و باغچههايي در دو سوي دالان ورودي بوده و در گوشه شمال غربي بنا پاساژي با كاربرد تجاري ساخته شده است.
وسعت و بدون ستون بودن سالنها، كاشيكاري نماي بيروني، منارهها و همچنين درهاي معرق كاري شده اين حسينيه از مشخصات بارزي است كه به زيبايي و شكوه آن افزوده است.
مجتمع علوم پزشكي امام جعفر صادق (ع)

مجتمع علوم پزشكي امام جعفر صادق (ع) گراش در قسمت شمالي شهر واقع است. كلنگ اين مجتمع،در سال (1368)ه ش توسط وزير بهداشت و درمان وقت (جناب آقاي دكتر ملك زاده) به زمين زده شد. مجتمع ذكر شده كه زير نظر دانشگاه علوم پزشكي شيراز است در زميني به مساحت 120 هكتار محصور شده است.
مساحت زيربناي آن 50 هزار متر مربع شامل:
كلاسهاي آموزش، ساختمان اداري، آزمايشگاه، خوابگاه خواهران و برادران، مسجد، سالن غذاخوري، آشپزخانه، انبار و ... است. همچنين اين مجتمع، شامل 40 هكتار فضاي سبز و محوطه و خيابان است كه منابع آن اين مقدار فضاي سبز از آب چاه و آب باران تامين ميشود. لازم به ذكر است كه آب باران از كوه مشرف به مجتمع سه استخر بزرگ آب با گنجايش بيش از 120 هزار متر مكعب هدايت و جمع آوري ميشود. گفتني است كه كليه هزينهي ساخت اين مجتمع بزرگ توسط خيرين شهر تامين ميشود.
بيمارستان اميرالمومنين علي (ع)

بيمارستان 110 تختخوابي امير المومنين علي (ع) گراش كه در سال 1368 با حضور وزير بهداشت و درمان وقت (جناب آقاي دكتر ملك زاده)افتتاح شد، داراي زميني به مساحت 150 هزار متر مربع و زيربنايي حدود 30 هزار متر مربع است كه شامل: ساختمان بيمارستان، درمانگاه خانههاي مسكوني، قسمت اداري، مسجد و موتورخانه است كه بخش درماني آن، از بخشهاي داخلي، اطفال، زنان، جراحي ،گوش و حلق و بيني،چشم پزشكي،جراحي مغز و اعصاب، ارولوژي، روان پزشكي آي سي يو، سي سي يو،زايشگاه، آزمايشگاه ،راديولوژي، اتاق عمل و اورژانس ميباشد.
به غير از مركز استان، بيمارستان گراش، تنها مركزي است كه داراي بخش آي سي يو، سي تي اسكن و جراحي مغز و اعصاب است و به اين علت مركز ارجاعي بيماران تصادفي است همچنين اين بيمارستان داراي امكانات و تجهيزاتي به شرح ذيل استك
سونوگرافي، اكوكارديوگرافي، تست ورزش، اندوسكوپي، ارتوپدي، بيومتري و فيكو.
اين بيمارستان با داشتن 70 واحد مسكوني و فضاي سبز در حدود 90 هزار مترمربع و زمين ورزش، محيط آرامي را براي سكونت پزشكان و پرسنل غير بومي فراهم آورده و تحت نظارت دانشگاه علوم پزشكي شيراز اداره ميشود.
لازم به ذكر است كه كليهي هزينهي ساخت و تجهيزات اين بيمارستان توسط خيرين اين شهر تامين شده است.
ويژگيهاي گردشگري گراش
شهر گراش با قدمتي به درازناي تاريخ، آثار تاريخي فراوان،و پيشينهاي كهن، تفرجگاهاي زيبا، بهار زود هنگام و كوههاي سرسبز در زمستان، همه ساله ميتواند پذيرايي تعداد زيادي از جهانگردان باشد و ايرانگردان بسياري را به سوي خود جذب كند. راههاي ارتباطي هوايي- زميني، راه آهن درز و سايهبان و همچنين صنايع دستي از قبيل: بوريا بافي، كوزهگري ، ني پيچي، نجاري سنتي، ساخت وسيال تزييني با نمك و حلوي مسقطي، شيره خرما و ... بر جاذبههاي گردشگري آن افزوده است.
قاصله 20 كيلومتري فرودگاه بين المللي لارستان تا شهر گراش، موقعيت ويژهاي را براي اين شهر به وجود آورده و امكان بازديد از اين شهر باستاني و زيبا را با سهولت ميسر كرده است.
فاصله زميني شهر گراش تا شيراز مركز استان 365 كيلومتر تا مركز فرمانداري 17 كيلومتر و تا بندرلنگه 320 كيلومتر ميباشد.
اماكن متبركه شهر گراش
شهر گراش با مردمي اصيل كه ويژگيهاي مذهبي و فرهنگي خاص خود دارند، اين شهر از اماكن متبركه و حسينيههاي بسيار معروفي برخوردار بوده كه با پيشينهاي درخشان، هر كدام شاهدي بر عظمت شهر ، در طول تاريخ است كه از جمله آنها ميتوان به مسجد آخوند، بقعه شيخ عبدالله، مسجد جامع، حسينيه سنگ آوي و حسينيه اعظم اشاره كرد.
شهر گراش با داشتن آثار متعدد و تپههاي باستاني، موقعيت جغرافيايي مناسب به خصوص در فصل زمستان و استعدادهاي گوناگون در زمينههاي مختلف به خصوص جهانگردي را دارد.
وجود تپهي باستاني (بئرگال) سد تنگ(آوا) مربوط به دوره ساساني، قلعهي باستاني گراش (همايون دژ)بركه اسدالله خان آب انبارهاي زيبا و همچنين بزرگترين آب انبار ايران به نام بركه كل (گنج البحر) اين مطلب روشن است كه توجه به شهر گراش اين منطقه را به يك قطب توريستي تبديل ميكند.